تبليغاتX
بی ادعا**Usb** -
«در این دنیای بی حاصل چرا مغرور میگردی سلیمان گر شوی آخر خوراک مور میگردی»
 

کیست که شراب شرنگ آگین تو را نچشد؟

انسان چهره تو را ترسناک کرده از تو گریزان است.

فرشته تابناک را اهریمن خشمناک پنداشته!

چرااز تو بیم وهراس دارد؟ چرا به تو ناروو بهتان می‌زند؟

تو پرتو درخشانی اما تاریکت می‌پندارند"

توسروش فرخنده شادمانی هستی امادرآستانه توشیون می‌کشند"

تو فرستاده سوگواری نیستی تودرمان دل‌های پژمرده می‌باشی"

تو دریچه امید به روی نا امیدان باز می‌کنی"

تو از کاروان خسته ودرمانده زندگانی میهمان نوازی کرده

آنها را از رنج راه و خستگی می‌رهانی"

تو سزاوار ستایش هستی تو زندگانی جاویدان داری...

م:دد

|+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه هفدهم اسفند 1387  |
 
 
بالا