تبليغاتX
بی ادعا**Usb**
«در این دنیای بی حاصل چرا مغرور میگردی سلیمان گر شوی آخر خوراک مور میگردی»
 

خاک

خاك ميخواند مرا هردم به خويش

مي رسند از ره كه در خاكم نهند

آه شايد عاشقم نيمه شب

گل به روي گور نمناكم نهد

می نهد او..می نهد او..می نهد

او مرا با خود تا فردایی دگر

می بَرد...

م:دد

|+| نوشته شده توسط میلاد در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386  |
 

 تا شبانگاهان می رسد از راه

 

می آید بدیدارم سیاهی

 

مرا درمان شود

 

مرا همدم شود مونس شود او گاهگاهی

 

مرا او میکشد زین پس در آغوش

 

مرا او میبر د در اوج غمها

 

برایم شعر دلتنگی

 

شعر غم را می سراید

 

و من همدم شوم هر لحظه با او

 

چه خوش باشد که غمخوارم بود غم

 

وزین پس...

 

هر دو میخوانیم

 

به زاری شعر غم را

 

چه بی تابم برایت

 

چه نالانم برایت

 

چه میخوانم برایت

 

چه سوزی در صدا دارم

 

چه فریادیُ فغانیُ اشکُ و آهی

 

در صدا دارم

 

ندیم و همدم و غمخوار من گریان

 

سیاهی هم شده نالان

 

همه با من در آوازند

 

همه با من چه مینالند...

 

م :  د  د

|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386  |
 

آشنایی با مسا‌یل حقوق خانواده:«تفاوت فسخ ازدواج و طلاق»

برای پرداختن به این دو مقوله متفاوت از یک دیگر ابتدا لازم است تعاریفی مختصر از مفاهیم فسخ.نکاح.طلاق داده شود:

برای خواندن مطلب به ادامه مطلب مراجعه کنید.

م:دد


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه یازدهم اسفند 1386  |
 
 
بالا